| .:ما نیز رفتنی شدیم...:. |
|
سلام م به دوستان صورتی امیدوارم حالتون خوب باشه... پوزش به خاطر این که دیر آپ میکنم وتازگیا هم که اصلا اپ نمی کردم باور کنید وقت نداشتم باید این یه سالو سختی بکشیم تا اگه خدا بخواد کنکور قبول شم اصلا هیچوقت فکر نمی کردم منم یه روزی انقدر بزرگ شم که کنکور بدم ولی بالاخره این همون شترست که... حالا خواستید نظر بدید میام میخونم در کل دوستون دارم ایشالا همیشه موفق باشید .ساله اول کنکور قبول شید خوش باشید . عشقاتونم صورتی باشه مهربون باشیدوهمیشه به یاد خدا ♥ موفق باشید ♥
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 19:29 توسط سارا
|
|
| .:عشق یا ازدواج...:. |
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني... شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: چه آوردي ؟ با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم. استاد گفت: عشق يعني همين...! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟ استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي... شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم . استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...! و این است فرق عشق و ازدواج ...
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 8:46 توسط سارا
|
|
| .:جدایی:. |
|
آن زمان که خورشيد قلب من برای هميشه غروب کرد آن زمان که خونی که در رگهايم جاری بود برای هميشه خشکيد آن زمان که لبهايم برای هميشه بسته شد آن زمان که افکارم من را تنها در ميان آسمان رها کردند آن زمان که تنها جسمم از ميان رفت روحم به پرواز در آمد آن زمان من مرده ام وشب هنگام برای يک بار و آخرين بار من را در خوابت ببين ببين که چگونه تمام استخوانهايم و تمام افکارم در گمنامی وتنهايی پوسيدند و من از ميان رفتند و آن لحظه من تنها يک چيز دارم و آن خداوند يکتاست که بيشتر از هميشه به او نزديک شده اما آنگاه مطمين باش که برای اولين بار از نبودن تو شادانم و افسوس گذشته را نخواهم خورد زيرا در نبود تو خداوند را در کنار خود احساس می کنم احساسی واقعی که از تمام وجودم سر چشمه ميگيرد کوچهايی که ميان من و تو بود از فردا نگفت از رويای زيبای دنيا نگفت از سبزی دست های پر محبتت هيچ نگفت کوچه ای ساکت بود بی خروش بی عشق بود نميدانم چرا؟ کوچه ای که ميان من و تو بود زيبا نبود
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 19:12 توسط سارا
|
|
| .:بی وفایی:. |
برایت به ماتم نشسته ام چشم هایم بارانی اند و دلم چون دشتی طوفان زده همیشه به انتظار آشوبی جدید ثانیه ها را می گذراند. حال ای یار بی وفای من... فردا نیز گذشت و تو نیامدی!اما بدان اکنون بعد از مرگم روحم را نیز بر سر جاده ی ظالمانه ات بر جای قدم هایت نماز شکر به جا می آورم با وجود این که میدانم بازهم تو نمی آیی... همیشه آشنایی شیرین بوده و وداع سخت ترین سخت ها.به هر حال هر هر آمدنی رفتنی دارد و هر آشنایی جدایی و فراموشی...
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 1:36 توسط سارا
|
|
| .:خواص ازدواج براي آقايان وخانم ها:. |
|
خواص ازدواج براي آقايان قبل از ازدواج خوابيدن تا لنگ ظهر، بعد از ازدواج بيدار شدن زودتر از خورشيد. نتيجه گيري اخلاقي: سحرخيز شدن نتيجه گيري اخلاقي: كسب اعتبار نتيجه گيري اخلاقي: تقويت معده نتيجه گيري اخلاقي: ورزيده شدن نتيجه گيري اخلاقي: همدردي با خانمها نتيجه گيري اخلاقي: مستقل شدن خواص ازدواج براي خانم ها
نتيجه گيري اخلاقي:آمادگي بدن در مقابله با روزهاي سخت نتيجه گيري اخلاقي: آموزش ايستادگي و لباس.نتيجهگيري اخلاقي: پر شدن اوقاتفراغت نتيجه گيري اخلاقي: شهرت بادآورده نتيجه گيري اخلاقي: حفظ عضلات صورت نتيجه گيري اخلاقي: در امنيت كامل به سر بردن
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:6 توسط سارا
|
|
| .:چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا ؟:. |
| مامان - بعله ؟ - من می خوام به دنیا بیام ... - باشه . - مامان - بعله ؟ - من شیر می خوام - باشه - مامان - بعله ؟ - من جیش دارم - خب - مامان - بعله ؟ - من سوپ خرچنگ می خوام - چشم - مامان - بعله ؟ - من ازون لباس خلبانیا می خوام - باشه - مامان - بعله؟ - من بوس می خوام - قربونت بشم - مامان - جونم ؟ - من شوكولات آناناسی می خوام - باشه - مامان - بعله ؟ - من دوست می خوام - خب - مامان - بعله ؟ - من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی - چشم - مامان - بعله ؟ - من یه مهمونی باحال می خوام - باشه عزیزم - مامان - بعله ؟ - من زن می خوام - باشه عزیز دلم - مامان - بعله ؟ - من دیگه زن نمی خوام - اوا ... باشه - مامان - .. بعله - من كوفته تبریزی می خوام - چشم - مامان - بعله ؟ - من بغل می خوام - بیا عزیزم - مامان - بعله ؟ - مامان - بعله - مامان - ... جونم ؟ - مامان حالت خوبه - آره - مامان ؟ - چی می خوای عزیزم - تو رو می خوام .. خیلی - ... *** - بابا - بعله ؟ - من می خوام به دنیا بیام - به من چه بچه .. به مامانت بگو - بابا - هان؟ - من شیر می خوام - لا اله الا الله - بابا - چته ؟ - من ازون ماشین كوكی های قرمز می خوام - آروم بگیر بچه - بابا - اههههه - من پول می خوام - چی ؟؟؟؟ !!! - بابا - اوهوم ؟ - منو می بری پارك ؟ - من ماشینمو نمی برم تو پارك تو رو ببرم ؟ - بابا - هان ؟ - من زن می خوام - ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز - بابا - .... - من جیش دارم - پوففف - بابا - درد - من زن نمی خوام - به درك - بابا - بلا - تقصیر تو بود كه من به دنیا اومدم یا مامان - تقصیر عمه ات - بابا - زهرمار - من یه اتاق شخصی می خوام - بشین بچه - بابا - مرض - منو دوس داری - ها ؟ - بابا - ... - بابا - خررر پفففف - بابا - خفه - بابا - دیگه چته ؟ - من مامانمو می خوام - از اول همینو بگو ... جونت در بیاد
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 19:44 توسط سارا
|
|



